بودند. آلبرت بنيانگذار واقعي آن و نخستين مديرش در سال 1366 بود. هاينريش بعدها آمد و ميتوان او را آغازگر سنّت رياضي دانست كه در سدهٴ بعدي، شهرت زيادي براي آن دانشگاه فراهم كرد. نيكولاس در سالهاي 1391ـ 1395، يك سلسله درسهاي رياضي و نجومي برگزار كرد. تأكيد اين مطلب لازم است، زيرا يوهان را كه تدريسش در وين تا سال 1408، آغاز نشده بود، غالباً نخستين استاد رياضي دانشگاه آلماني خواندهاند. اين مطلب وقتي ممكن است درست باشد كه تنها رياضيات را درنظر داشته باشيم. يوهان تا سال 1420، الٰهيات و فلسفه تدريس كرد و سپس، منحصراً به تدريس رياضيات و نجوم پرداخت. از لحاظ اداري ممكن است اين تفاوت جالب باشد، ولي نه از جنبههاي ديگر.
اخترگوياني در شهرهاي ديگر اقامت داشتند، كتابهايي نوشتند، به پيشگوييهاي كلي پرداختند و طالع افراد را استخراج ميكردند. از آن جمله بودند افنو در وورتسبورگ، يوهان ليوانيايي در ترِوِز، يوهان اشتندالي در ارفورت، يوهان گلوگاوي در سيلزي و برنارد فرانكفورتي در همان شهر. از آنجا كه كار آنان شبيه يكديگر بود، ضرورتي ندارد به تفكيك از هركدامشان سخن بگوييم. مجموعههاي بايگانيهاي آلمان پر از مقالات و رسالههاي چاپ نشدهٴ اخترگويي است كه هنوز بسياريشان مورد پژوهش قرار نگرفتهاست. مثلاً، تسيمر (1925) در ذيل عنوان قران كواكب 191 نسخه را معرفي ميكند، بهعلاوه صدها نسخهاي كه نام نويسندگانشان معلوم است. بسياري از آثار اخترگويي با نام يوحنا طليطلي آمده كه ممكن است اشارهاي باشد به يوحناي اشبيلي (دوازدهم ـ1)، ولي غالباً اشاره به شخصيتي افسانهاي است. براي چندين قرن، هر رويدادي از قبيل ظهور ستارهٴ دنبالهدار، زمينلرزه يا هر قران خارقالعادهٴ سيارات، هر مصيبتي موجب تأليف و انتشار يك ((رسالهٴ طليطلي)) ميشد كه حاوي پيشگوييهاي شومي بود و ناآرامي مردم بلاديده را تشديد ميكرد.1
غالب آنها مربوط به سدهٴ چهاردهم، در آلمان و در عين حال بوهميا، هلند و
ايتالياست. اين آثار بسيار مكرر است و مورد علاقهٴ مورخ علم نيست، مگر در
مجموع. نمونههاي زيادي از آن در سراسر اين جلد با نام اخترگويان
شناختهشدهاي ذكر شدهاست
7. لهستان. جداكردن رياضيدانان لهستاني كه بهزبان لاتيني نوشتند، از رياضيدانان لاتينينويس آلماني، اگر هم ناممكن نباشد، بسيار دشوار است. ملتگرايي شديد امروزي در سدههاي ميانه ناشناس بود. در آن زمان، نوعي علايق ولايتي و زادبومي وجود داشت و از طرف ديگر، بيشتر يك گرايش جهاني.
Hermann Grauert, Meister Johann von Toledo, Sitzungsberichte der Bayerischen Akad Philol. KL., pp.111-325, Munich1901.